الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

676

إحياء علوم الدين ( فارسى )

اميد نداشتم . گفتم : نيكوتر چيزى كه بنده روى به خدا آرد بدان چه چيز است ؟ گفت : صدق . و زشت‌تر چيزى كه بدان روى به خدا آرد دروغ است . و أبو سليمان گفت : صدق را مركب خود ساز ، و حق را شمشير خود ، و خداى تعالى را غايت مطلوب خود . و مردى حكيمى را گفت : من صادقى نديدم . [ 506 ] گفت : اگر صادق بودى صادقان را بشناختى . و محمد بن على كتّانى گفت : دين خداى را بر سه ركن بنا كرده يافتيم : حق و صدق و عدل . پس حق بر جوارح است ، و عدل بر دلها ، و صدق بر عقلها . و ثورى گفت در قول حق تعالى : وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ تَرَى الَّذِينَ كَذَبُوا عَلَى اللَّهِ وُجُوهُهُمْ مُسْوَدَّةٌ . « 131 » گفت : ايشان كسانىاند كه دعوى محبت خداى كردند و بر آن صادق نبودند . و حق تعالى به داود - عليه السلام - وحى فرستاد . كه اى داود ، هر كه با من در سريرت « 132 » خود را راست كند ، نزديك مخلوقان در علانيه وى را راستگوى گردانم . و مردى در مجلس شبلى - رحمة اللّه عليه - نعره زد و خود را در دجله انداخت . گفت : اگر صادق است خداى - عز و جل - او را نجات دهد ، چنانچه موسى را - عليه السلام - داد ، و اگر كاذب است ، خداى - عز و جل - غرق گرداند ، چنان كه فرعون را گردانيد . و يكى از ايشان گفت : علما و فقها اجماع كرده‌اند بر سه خصلت كه چون آن درست شود نجات در عقب آن باشد ، و بعضى از آن تمام نشود مگر به بعضى : اسلام خالص از بدعت و هوى . و صدق براى حق تعالى در اعمال ، و حلالى طعام . و وهب بن منبّه گفت كه بر حاشيهء تورات بيست و دو حرف « 133 » يافتم كه پارسايان بنى اسرائيل جمع شدندى و آن را بخواندندى : گنجى نافع‌تر از علم نيست ، و مالى سودمندتر از حلم نيست ، و حسبى فرومايه‌تر از خشم نيست ، و قرينى آراينده‌تر از عمل نيست ، و رفيقى بدتر از جهل نيست ، و شرفى خوب‌تر از تقوى نيست ، و كرمى عالىتر از ترك هواى نيست ، و عملى فاضل‌تر از فكرت نيست ، و نيكيى عالىتر از صبر نيست ، و بديى رسوا كننده‌تر از كبر نيست ، و دارويى نرمتر از رفق نيست ، و دردى دردمندتر از خرق « 134 » نيست ، و پيغامبرى عادل‌تر از حق نيست ، و دليلى خوب‌تر از صدق نيست ، و فقرى ذليلتر از طمع نيست ، و توانگريى با رنج تر از جمع « 135 » نيست ، و حياتى خوش‌تر از صحت نيست ، و معيشتى گوارانتر از عفت نيست ، و عبادتى خوب‌تر از خشوع نيست ، و زهدى به از خرسندى نيست ، و پاسبانى نگاه دارنده‌تر از خاموشى نيست ، و غايبى نزديك‌تر از مرگ نيست . و محمد بن سعيد مروزى گفت : چون خداى تعالى را بصدق طلبى ، آينه‌اى به دست تو دهد تا

--> ( 131 ) زمر 39 - 60 . ( 132 ) سريرت ، باطن ، نيت . ( 133 ) حرف ، كلمه . ( 134 ) خرق ، كم عقلى ، گولى . ( 135 ) از جمع مال .